غلامحسین ساعدی یکی از نویسنده های معروف ایرانی است. نام او در فهرست بهترین ها جای دارد. استفاده از مفاهیم و موضوعات غنی او را به یکی از بهترین ها تبدیل کرده است.
بیوگرافی غلامحسین ساعدی
تاریخ تولد
24 دی 1314
محل تولد
تبریز
محل زندگی
تبریز و تهران
مادر و پدر
مادرش خانه دار بود. پدرش هم کارمند بود.
پیشینه خانوادگی
اجداد مادری غلامحسین ساعدی از مشروطه خواهان تبریز بودند. اجداد پدری اش هم منشی گری دربار را می کردند. شنیده ها و خاطرات پدر و مادر در نوشتار او بسیار اثر گذاشته است.
دوران تحصیلی و تحصیلات غلامحسین ساعدی
غلامحسین ساعدی به لحاظ شخصیت فردی منضبط بود. به همین خاطر همیشه در درس و کتاب نمره خوبی داشت.
دوران ابتدایی
در تبریز زندگی می کردند. به همین خاطر تحصیلات ابتدایی اش را در یکی از مدارس تبریز خواند. همیشه هم شاگرد اول بود. برای درس خواندن بسیار وقت می گذاشت. جزو دانش آموزان نمونه مدرسه بود.
دوران متوسطه
غلامحسین ساعدی تحصیلات این دوران را هم با نمره خوب در یکی از مدارس تبریز به پایان رساند.
ورود به دانشکده پزشکی در سال 1334
در سال 1334 وارد دانکشده پزشکی تبریز شد. در سال 1340 پایان نامه اش را با عنوان «علل اجتماعی پیسکونوروزها (روان نژندی ها) در آذربایجان نوشت. این پایان نامه به سختی توسط اساتید پذیرفته شد. در نهایت با همین پایان نامه از دانشکده پزشکی تبریز فارغ التحصیل شد.
ادامه تحصیل در تهران
در سال 1341 برای ادامه تحصیل به تهران آمد. ابتدا رشته تحصیلی “زنان و زایمان” را برای ادامه تحصیل پزشکی انتخاب کرد. اما در آخر منصرف شد و انصراف داد. به سربازی رفت و ادامه تحصیل را برای زمان دیگری گذاشت.
تحصیل در رشته روانپزشکی
پس از این که سربازی اش تمام شد تصمیم گرفت دوباره درس بخواند. به دانشگاه تهران رفت. در آنجا رشته روانپزشکی خواند.
مطب پزشکی غلامحسین ساعدی و برادرش
غلامحسین ساعدی و برادرش هر دو پزشک بودند. به همین خاطر یک مطب مشترک گرفتند. در کنار هم کار می کردند. مطبشان که شبانه روزی هم بود در خیابان دلگشای تهران بود. آنها از بیماران فقیر و کسانی که پول نداشتند حق ویزیت نمی گرفتند. همین باعث شد که معروف شوند و کم کم مراجعه کننده بیشتری داشته باشند. بسیاری از نویسندگان و روشنفکران هم به مطب غلامحسین ساعدی و برادر می آمدند.
کار در بیمارستان روزبه تهران
غلامحسین ساعدی متخصص روانپزشک بود. با همین تخصص در بیمارستان روزبه تهران مشغول به کار شد.
چاپ مقاله در مجله روانپزشکی
غلامحسین ساعدی با یک مجله علمی در زمینه روانپزشکی کار می کرد. او مقالات و مطالب علمی و پژوهشی می نوشت. این مجله هم آنها را چاپ می کرد. دنیای نویسندگی غلامحسین ساعدی از همینجا شکل گرفت.
سفر به روستاها و داستان نویسی
او به خاطر شغلش تصمیم گرفت به روستاها و مناطق دور افتاده برود. در این رفت و آمدها با زندگی مردم و آدم های خاص مواجه می شد. هر خانواده و هرکدامشان یک داستانی داشتند. تصمیم گرفت شروع به نوشتن کند. نوشته هایی که حرف دل بودند. در مجموعه داستانی عزاداران بیل این داستان ها به چاپ رسیدند.
تشکیل کانون نویسندگان ایران توسط غلامحسین ساعدی
در سال 1346 ساعدی به این فکر افتاد که فضای نوشتن را آزاد تر کند. او با سانسور در نوشتار مخالف بود. تلاش های زیادی برای این کار انجام داد. حتی دیدارهایی با دولت انجام داد. اما در آخر تلاش هایش به نتیجه خاصی منجر نشد. به همین دلیل با دوستانش تصمیم گرفتند کانون نویسندگان ایران را راه بیندازند.
معروف ترین آثار غلامحسین ساعدی
از غلامحسین ساعدی کتاب ها و نوشته های ارزشمندی به یادگار مانده است.
عزاداران بیل
این کتاب را به تاثیراز سفرش به روستایی به نام بیل نوشت. کتابی که فیلم معروف “گاو” را هم از روی آن ساختند. این کتاب به فقر و بی سوادی و محدودیت هایی پرداخته که در روستا وجود داشت.
چوب بهدستهای وَرَزیل
این کتاب جزو نمایشنامه های غلامحسین ساعدی است. اولین بار مهرماه ١٣۴۴ در تالار ٢۵ شهریور تهران به نمایش گذاشته شد.جلال آل احمد در مورد این نمایشنامه گفت: «دیگر ساعدی، یک ایرانی، برای یک دنیا حرف زننده است؛ بر سکوی پرش مسائل محلی به دنیا جستن… اگر خرقه بخشیدن در عالم قلم رسم بود و اگر لیاقت و حق چنین بخششی مییافتم، من خرقه ام را به دوش غلامحسین ساعدی می افکندم.»
آی بی کلاه، آی با کلاه
داستان این نمایش که در دو پرده اتفاق می افتد دربارهی ظن و شک اهالی یک محله به حضور دزدها و حرامیان در محله شان است. این کتاب و این نمایشنامه یک اثر تمثیلی است.
خانه روشنی
این اثر هم جزو نمایشنامه های نوشته شده توسط غلامحسین ساعدی است. مجموعه «خانه روشنی» شامل پنج نمایشنامه است. نمایشنامه «خانه روشنی» توسط علی نصیریان و نمایشنامه «دعوت» به کارگردانی جعفر والی به روی صحنه رفت. نمایشنامه «دست بالای دست» به کارگردانی جعفر والی و نمایشنامه «خوشا به حال بردباران» به کارگردانی داوود رشیدی در سال ۱۳۴۶ در تلویزیون اجرا شده است.
ترس و لرز
این کتاب شامل 6 داستان کوتاه و پیوسته است. موضوع کتاب زندگی مردم جنوب کشور و فقر و بیماری آنهاست. این داستان ها، دارای ساختاری واقع گرا، معماگونه و رمزآلود هستند. با ترس و وهم همراه شده اند. رواج خرافات در بین مردم در سراسر داستان مشاهده می شود.
طاهره، طاهرهی عزیزم
غلامحسین ساعدی عاشق طاهره کوزه گرانی بود. این کتاب مجموعه نامه هایی است که ساعدی به عشقش طاهره نوشته است.
مرگ غلامحسین ساعدی
ساعدی اکنون در میان ما نیست. اما کتاب هایی ارزنده و نوشته هایی غنی از او به یادگار مانده است.
تاریخ فوت
غلامحسین ساعدی در 2 آذر 1364، مطابق با 23 نوامبر 1985 از دنیا رفت. او فقط 49 سال داشت که فوت کرد. طاهره هرگز به نامه های غلامحسین جواب نداد. ساعدی چند سال قبل از مرگ ازدواج کرد. اما طاهره همیشه به غلامحسین وفادار ماند و ازدواج نکرد.
علت مرگ
ساعدی به دلیل بیماری از دنیا رفت. یک خون ریزی داخلی باعث شد در بیمارستان بستری شود. در آخر هم به خاطر همین مشکل دار فانی را وداع گفت.


افزودن دیدگاه